close
چت روم
شعر باحال
جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

شعر خنده دار نمره 20

پنجشنبه 04 شهريور 1395

باز غوغا می کند فریاد و غوغا، نمره ی بیست

جیغ مادر، جنگ بابا عصر فردا ، نمره ی بیست

خوشنویسی، خوش صدایی، قهر مانی ها قبیح است

از ریاضی از دروس سطح بالا، نمره ی بیست

کیف و دفتر ، خط کش و نقاله و خود کارهایم

گوشه ای کز کرده از فریاد بابا ، نمره ی بیست

مثل موجی پای ساحل می زنم خود را به هر سو

سهمم اینک چند ماسه دست دریا، نمره ی بیست

می کشم هر روز با خود کوله ی بی خوابی ام را

اضطراب هشت ریشتر زلزله را، نمره ی بیست

آه نوزده، وای هفده، فاجعه شد شکل پانزده

کاشکی دیگر بمیرد رسم ما یا، نمره ی بیست

اشعار زیبا و عاشقانه محمد علی سپانلو

محمد علی سپانلو، مشهور به شاعر تهران (زاده ۲۹ آبان ۱۳۱۹ در تهران - درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در تهران) شاعر و مترجم ایرانی بود. وی در کنار برگردان آثار ادبی، مجموعه‌های شعری از جمله رگبارها، پیاده‌روها، نبض وطنم را می‌گیرم، تبعید در وطن، ساعت امید، فیروزه در غبار، پاییز در بزرگراه، و قایق‌سواری در تهران را در کارنامه خود دارد. او دانش‌آموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران و از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
ادامه مطلب

شعر های عشقولانه

شنبه 12 مهر 1393
  • نویسنده :
  • بازدید : 370 مشاهده
  • دسته بندی :

نَتَرس بیـــــا

اینجـــا تاریک نیست

اینجـــا جاییست رویایی مخصوص تو

پشیمان نمیشوی

بدون ترس در آن قدم بُگذار

فقط کمی تَرَک دارد

اینجـــا قلبِ من است !

 

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

شعر عاشقانه

دوشنبه 27 مرداد 1393
  • نویسنده :
  • بازدید : 270 مشاهده
  • دسته بندی :

گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود


گاهی با یک کلام، قلبی آسوده و آرام می گردد

 


گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود می شود

 


گاهی با یک بی مهری، دلی می شکند و...

 


مراقب بعضی "یک" ها باشیم که در عین ناچیزی، همه چیزند.

  • نویسنده :
  • بازدید : 341 مشاهده
  • دسته بندی :

گــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش.. .

رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،

و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،

. مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…

مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،

زِندگی کــُند،

لــِذَت ببرَد….. و نــَفــَس بـــکشـد...

دلتنـگی چیست؟(شعر عاشقانه

چهارشنبه 28 اسفند 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 350 مشاهده
  • دسته بندی :

 دلتنـگی جوانیــست

خستــه از نرسیــدن هـا

ایستــاده بـر بلنــدای جنــون

در اندیشــه پـایـان

بـا عکـس معشــوقـه ای در دسـت...!

  • نویسنده :
  • بازدید : 284 مشاهده
  • دسته بندی :

ﻳﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﺪﻥ

ﻳﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﻴﺪﻥ

ﻳﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﭼﺎﻫﻲ

ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ

ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻭﺳﻌﺖ ﺍﻳﻦ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﮑﺮﺭ ﺁﺑﻲ ﺭﻧﮓ

ﻳﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻱ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ

ﺍﺯ ﺑﺨﺸﺶ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻱ ﻋﻄﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﮐﺮﻳﻢ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ

ﻭ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﺮﺑﺖ ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﻲ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ

ﻳﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ

برای پیدا کردن دوستان قدیمی ویا جدید اینجا کلیک کنید

 

دوست داری بگی جانم

جمعه 09 اسفند 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 270 مشاهده
  • دسته بندی :

همـــه میتــونــن اسمــت رو صــدا کنن امـــا …

کـم هستـن کسـایـی کـه وقتی اسمـت رو میـگن

لـذت میبـری و بــا تمـــام وجــود در جـوابشــون دوسـت داری

بـگـی : جــــانــــم...

تو چه کردی

سه شنبه 06 اسفند 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 271 مشاهده
  • دسته بندی :

ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﺑﺮﯾﺪﻡ ، ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ؟

ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﻭ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﺭﺳﯿﺪﻡ ، ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ؟

ﻣﻦ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﺮ ﻣﻮﺝ ﻭ ﺗﻮ ﺳﺮﺳﺨﺘﯽ ِ

ﺳﺎﺣﻞ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺩﻭﯾﺪﻡ ، ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ؟

با دگران است

دوشنبه 05 اسفند 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 266 مشاهده
  • دسته بندی :

بـی تـو مـهتاب

شـبی بـاز از آن کـوچه گـذشتم

هـمه تـن چـشم شـدم

خـیره بـه دنـبال تـو گـشتم

شـوق دیـدار تـو لـبریز شـد

از جـام وجـودم شـدم آن عـاشق دیـوانه کـه بـودم

در نـهانخـانه ی جـانم گـل یـاد تـو درخـشید بـاغ صـد خـاطره خـندید

عـطر صـد خـاطره پـیچید یـادم آمـد

کـه شـبی بـا هـم از آن کـوچه گـذشتیم

پـر گـشودیم و در آن خـلوت دلـخواسته گـشتیم

سـاعتی بـر لـب آن جـوی نـشستیم

تـو هـمه راز جـهان ریـخته در چـشم سـیاهت مـن هـمه مـحو تـماشای نـگاهت

آسـمان صـاف و شـب آرام بـخت خـندان

و زمـان رام خـوشه ی مـاه فـرو ریـخته

در آب شـاخه ها دسـت بـرآورده بـه مـهتاب شـب و صـحرا و گـل و سـنگ

هـمه دل داده بـا آواز شـباهنگ یـادم آیـد

تـو بـه مـن گـفتی از ایـن عـشق حـذر کـن

لـحظه ای چـند بـر ایـن آب نـظر کـن

آب آیـینه ی عـشق گـذران اسـت

تـو کـه امـروز نـگاهت بـه نـگاهی نـگران اسـت بـاش فـردا کـه دلـت بـا دگـران اسـت.........................................