جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

دختر بودن یعنی...

جمعه 18 دي 1394

دختر بودن یعنی این چی پوشیدی گمشو عوض کن

دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

ادامه مطلب

درستــــــــــــــــــــــهـ 【لبخنـــــــــــد】 غمـــارو میپوشونــــــهـ
اَمــــا چشــــــــــــاے قرمــــز و صـــداے گرفتــــهـ و خستــــــهـ
همــــه چیـــــو خــــــــــــراب میڪنـــــــهـ

اس ام اس فانتزی

سه شنبه 26 اسفند 1393

. ⇄بے مَعرفَتَم⇄

☜ نَہ ☞

↞وَلـے دیگہ تا وَقتـے
کَسـے سُراغَمو نَگیره
سُراغِشو نِمیگیرم❗

↞حالا اِسمِشو هَرچـے
میخواـے بذار...❗

مَن ميگَم؛ ☜شُعور☞

تو بِگو؛ ☜غُرور☞
اره اينجورياس،،،،،

تنها دست تو رفیقه

شنبه 23 اسفند 1393

ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من

 به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من

 مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی

 اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی

 خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود

 تنها دست تو رفیقه دست بی ریای من بود

رها نکن

شنبه 23 اسفند 1393

بالاتر از عشق عادت است .. هیچگاه کسی را که به تو عادت کرده " رها نکن "

عاشقانه


به صــــــــــــــــــدای رعــــــــــــــــــــــد و برق حسادت میکنم....آسمــــــــــــــــــــــــان چـــه راحت دردش را فریــــــــــــــاد میزنــــــــــد.....

خاطره

سه شنبه 05 اسفند 1393

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرك می كنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندكی سكوت...

لایک

سه شنبه 30 دي 1393

 

همه چیز از یه لایک شروع شد
یه شب دلم گرفته بود
من نوشتم اون لایک کرد
اون نوشت من لایک کردم
هر دو درد داشتیم

... درد تنهایی

نوشته هامون به دلِ یکدیگر می نشست
شروع کردیم به کل
شبِ بعد
سر همون ساعت
و.....
روزها گذشت.
دیگر او یک اوی معمولی نبود
او تمام زندگی من بود
او پاره ای از وجودم شده بود
او سراسر آرزو و امید من شده بود..
گذشت و گذشت..
تاریخ تکرار شد
همین اتفاق دوباره افتاد
روزی او شعر نوشت
دیگری برایش لایک زد
گویی لایک اش خوشگل تر بود
خوش آب و رنگ تر بود
صفای دیگری داشت
اینجا بود که فهمیدم:..
دروغ بود هر چه میگفت...............
اوی من
با یک لایک آمد
و با یک لایک رفت...

 

بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید...
منی را که هر نفس با یادت اندیشیدم
و هر لحظه بی آنکه تو بدانی
برایت آرزوی بهترین ها را کردم...
بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد..
.نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود...
.بی آنکه خود خواهان آن باشی...
بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید...
چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید
هنگام دیدن چشمانت....
بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد..
.دستانی که روز وشب رو به آسمان برای لبخندت دعا می کردند...
بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید....
صدایی که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد
تا بگوید
:"دوستت دارم"
بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید....
خوابی که شاید دیدنش برای من آرزویم بود
و امید چشم بر هم گذاشتنم....
بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد...
رد پایی که همواره سکوت شب را می شکست
تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود....
بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید...
.باغچه ی گل رزی که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود...
بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند...
.نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود...
بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت...
.تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم...
.نوشتم:"دوستت دارم"
و
نوشتم:"تو نیز دوستم بدار"
بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود....
روزی به خاک بر می گردم
سال هاست مرده ام و فراموش شده ام...
روزی که ره گذری غریبه
گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است...
ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد...
قبر را روی آن قرار خواهد داد...
روی تپه ای که دور از شهر است
و تو حتی در خیالت هم آن تپه را تصور نخواهی کرد...
آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم
که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد...
.من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... .
به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد... 
بعد از مرگم چه کسی
فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟
بعد از مرگم چه کسی
با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟
بعد از مرگم چه کسی
گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟
بعد از مرگم چه کسی
برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟
بعد از مرگم چه کسی
به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟
بعد از مرگم چه کسی … ؟!


هیییییییییییسسسسسسسس فقط بخون : 

سلامتی روزی ک بی اجازه لختم میکنن و 1 غریبه منو میشوره و بقیه از پشته شیشه بی اجازه نگام میکنن, 
سلامتی روزی ک بستگانم بیشتر از 10 نفر نیستن و منو روسرشون گرفتنو حلوا حلوا میکنن, همونا ک وقتی بودم دلمو تیکه تیکه کردن 

هیییییییییسسسسسس بخون 

سلامتی روزی ک عجله دارن از بدنه سردم راحت بشنو زود میزارنم تو نعشکش 
سلامتی اون دونفر ک زحمت میافتن منو تو قبر جا بدن 
سلامتی روزی ک همه از بالا ب تنهایی دوبارم و رخته خواب جدیدم نگا میکنن سلامتی کسی ک روم خاک میریزه 
سلامتی اون روز,اون قبر,اون جسمه سرد 

یه لحظه ساکت بخون فقط: 
❤ شب تولدم همه گفتن آرزو بکن شمعتو فوت کن ..... 
❤ چشمامو بستمو آرزو کردمو شمع فوت کردم ...... 
❤ مامانم گفت من میدونم چی آرزو کردی پول ..... 
❤ برادرم گفت ماشین .... 
❤ دوستام گفتن ی عشق پولدار و خوب..... 
❤ من به همشون فقط خندیدمو نگاه کردمو تو دلم گفتم..... 
❤ آرزو کردم شمع تولدسال دیگه ام رو سنگ قبرم روشن کنید و جای من باد شمعو خاموش کنه ....... 
❤ هیسسسسسسسس فقط بگو آمین ❤ 
❤ به سلامتی اون شب... ❤