loading...

سایت تفریحی وسرگرمی | آسیافان

داستان کوتاه,داستان کوتاه جالب,داستان کوتاه آموزنده,داستان آموزنده,داستان های آموزنده,داستان زیبا,داستان جالب,داستان عبرت آمیز,داستان مرد فقیر وارباب

آخرین ارسال های انجمن
naser بازدید : 962 دوشنبه 09 مرداد 1391 نظرات ()

داستان آموزنده

دهقان پير، با ناله مي‌گفت: ارباب!
آخر درد من يکي دو تا نيست، با وجود اين همه بدبختي، نمي‌دانم ديگر خدا چرا با من لج کرده
و چشم تنها دخترم را«چپ» آفريده است؟!
دخترم همه چيز را دو تا مي‌بيند.


ارباب پرخاش کرد و گفت: بدبخت!
چهل سال است نان مرا زهر مار مي‌کني! مگر کور هستي، نمي‌بيني که چشم دختر من هم «چپ» است؟!

دهقان گفت: چرا ارباب مي‌بينم ...
اما ...
چيزي که هست، دختر شما همه‌ی اين خوشبختی‌ها را «دوتا» مي‌بيند ... ولي دختر من، اين همه بدبختي را ...

 

منابع:cloobfun.ir

bestonline.ir

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1596
  • کل نظرات : 497
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1881
  • آی پی امروز : 36
  • آی پی دیروز : 117
  • بازدید امروز : 261
  • باردید دیروز : 1,133
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 7
  • بازدید هفته : 4,496
  • بازدید ماه : 49,618
  • بازدید سال : 469,981
  • بازدید کلی : 5,781,782
  • کدهای اختصاصی