close
چت روم
دل شکسته
جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

دل شکسته

سه شنبه 18 بهمن 1390
  • نویسنده :
  • بازدید : 805 مشاهده
  • دسته بندی :

پسری پرماجرا که تقریبا من از همه چیزش باخبرم  پسری بانمک و دوست داشتنییه از زمان بچگی دوستم بوده خوش تیپ و باهیکله و البته رفیق باز تمام عمرشو با رفیقاش بوده منم از باحالیش و جالبیش استفاده میکنم و روزهایی که ناراحت و بی حوصله باشم میرم پیشش و بهم انرژی مثبت میده بالاخره هرچی از معرفت و صفای عقیل بگم کم گفتم چون واقعا بچه ی خوبیه شیطون و باهوش و کلا تمام خصوصیات یک پسر جذاب رو داره گیتار زن خوبی هم هست اینو هم بگم خوش گذرونیشهاش اصلا منفی نبوده و هیچ وقت دنبال خلاف نبوده مثلا بره دنبال نعشه جاتها از قبیل قرص و ... هیچی استفاده نمیکرد تا اینکه به دام عشق دختری افتاد که تمام زندگیشو تغییر داد عشقی که ایکاش هیچ وقت به سراغش نمی یومد چون واقعا عقیل سرحال و باطراوت رو به انسانی تبدیل کرد که هیچ کس باور نمیکرد که این عقیل همونیه که عصرها تو پارک محلشون گیتار میزد چون به جای گیتار سیگار تو دستش دیده می شد!


ماجرا از اینجا شروع میشه که بعد از عروسی خواهر عقیل پای عقیل به محله دامادش باز شد و بعد از مدتی از قضا با پسری دوست شد به اسم محمد از اونجایی که عقیل پسر جذابی بود این محمد به شدت باهاش دوست میشه تا جایی که شبها با هم میخوابیدند و محمد عقیل رو ول نمیکرد این دوستی به حدی شدید بود که من عقیل رو اگه میخواستم ببینم باید میرفتم پیش محمد تا میتونستم ببینمش درضمن عقیل از محمد هیچ چیزی رو دریغ نمیکرد همه چیزشو در اختیار این پسره میزاشت.

 همه چیز از آشنایی و دوستی با محمد شروع شد تا اینکه روزی عقیل چشمش به چشم خواهر محمد افتاد دختری به اسم رویا. رویا هم دختر قشنگی بود عقیل با دیدن رویا عاشقش میشه و البته این عشق از رویا به عقیل میرسه یعنی رویا کارایی رو میکرد که مشخص بود عقیل رو دوست داره این دوست داشتن بینشون چند ماه طول کشید رفت و آمدها زیاد شد عقیل جوری به محمد و خانواده اش عادت کرده بود که حد نداشت ولی امان از جفای دخترها. مادر دختره همش به فکر پول بود و شرطهایی رو گذاشته بود واسه دخترش که عقیل هیچ کدومشون رو نداشت ولی رفت و کار پیدا کرد توی یک شرکت و وضعش خوب شد و تمام شرطها رو قبول کرد و انجام داد ولی نمی دونم چی شده بود دختری که خودش باعث شده بود عقیل عاشقش بشه یعنی خودش به عقیل رسونده بود که دوستش داره حالا خودش مخالف عقیل بود و همش میگفت از عقیل بدم میاد کسی حق نداره اسمشو جلوی من بیاره واقعا جای تعجب داشت چون خواستگاری بغیر از عقیل هم نداشت عقیل هر چقدر پا پیش گذاشت دختره حاضر نمیشد حتی جواب سلام عقیل رو بده بعدها معلوم شد که یکی از رفیقهای رویا باعث شده عقیل از چشم رویا بیوفته چون رفیقش بین عقیل و رویا رابط بود تمام حرفای عقیل رو از روی حسادت برعکس تحویل رویا میداد و به دختره گفته بود که عقیل به من پیشنهاد دوستی داده این طرز حرف زدن دختره که همش از روی حسادت بود باعث شده بود عقیل به کلی پیش دختره خراب بشه جوری که هیچ وقت رویا دیگه  به عقیل محل نذاشت.

رویا پا رو دوست داشتنش گذاشته بود و دست رد به سینه عقیل زده بود کم کم چوری شد که این بد گفتن ها در مورد عقیل به محمد هم سرایت کرده بود حرفهایی که هیچ کدومشون حقیقت نداشت روزی عقیل با محمد رفته بودند بیرون و اونجا محمد گفته بود قید دوستی بامنو بزن ازت متنفرم چون خوش ندارم چشمت به خواهرم بیوفته حالا فهمیدم تو دوست نبودی و به خاطر خواهرم با من دوست شده بودی این حرف عقیل رو داغون کرده بود چون هرگز توقع نداشت پسری که عقیل هیچ چیزی رو ازش دریغ نمیکرد این حرفهارو بهش بزنه حرفهای محمد عقیل رو داغون کرده بود محمد فکر نمیکرد که این طرز حرف زدن چه بلایی سر عقیل میاره عشق و علاقه رفته بود و جاشو به نفرت داده بود محمد عقیل رو ول کرده بود این جدایی عذابش سختتر از جواب رد شنیدن از خواهرش بود چون انتظارشو نداشت عقیل از شدت ناراحتی رفته بود سراغ مواد مخدر و اعتیاد پیدا کرده بود عقیل به رویا هیچوقت نرسید و هنوز در غم از دست دادن محمد هست تا خواهرش! تا الان عقیل نتونسته خودشو جمع کنه و روز به روز داره خرابتر میشه و محمد و خواهرش دارن زندگیه خودشونو می کنن بدون اینکه لحظه ای به عقیل فکر کنن ما که دوستاشیم هنوز نتونستیم مشکلشو حل کنیم چون به هیچ کس اجازه نمیده در موردش حرف هم بزنه و درداشو با مصرف مواد فراموش میکنه دلم برای عقیل تنگ شده...

شبکه اجتماعی دوست

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی