close
چت روم
داستان خنده دار
جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

داستان خنده دار

جمعه 10 بهمن 1393
  • نویسنده :
  • بازدید : 143 مشاهده
  • دسته بندی :

تجسم کنید !!
تو یه روز سرد
پیجامه های گرمت رو می پوشی و میپری تو تختت،
بالش رو درست می كنی، پتو رو می كشی رو خودت، خودت رو این اونور می كنی، یكمم خودت رو می كشی، حسابی که گرم شدی چشاتو میبندی که بخوابی....
یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش كنی!!

گفتگوی یه مرد با خدا

جمعه 22 فروردين 1393
  • نویسنده :
  • بازدید : 466 مشاهده
  • دسته بندی :

ﯾﻪ ﻣَﺮﺩِ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ...

ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻥ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺯﺕ ﺑﯿﭙﺮﺳﻢ ؟؟؟

ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺑﭙﺮﺱ !

ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ / ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ 1 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ 1 ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ ؟؟؟

ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ .. !

ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻌﺪ 1 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺗﻮﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭﻩ ؟؟؟

ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ ﺩﻭ ﺯﺍﺭﯼ ...

ﻣﺮﺩ : ﻋﺠﺐ / ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﺯﺍﺭﯼ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﯼ ؟؟؟

ﺧﺪﺍ : ﺁﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ ... ﻓﻘﻂ 1 ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ .....

دعا كنيد پدرم شهيد بشه

سه شنبه 05 فروردين 1393
  • نویسنده :
  • بازدید : 370 مشاهده
  • دسته بندی :

دختره:فقط دعا كنيد پدرم شهيد بشه!

خشكم زد، گفتم دخترم اين چه دعاييه؟

گفت:آخه بابام موجيه!

گفتم خوب انشاالله خوب ميشه، چرا دعا كنم شهيد بشه؟

گفت آخه هروقت موج ميگيردش وحال خودشو نميفهمه شروع ميكنه منو و مادر و برادر رو كتك ميزنه!

امامشكل مااين نيست!

گفتم: دخترم پس مشكل چيه؟

گفت.....بعداينكه حالش خوب ميشه ومتوجه ميشه چه كاري كرده،

شروع ميكنه دست و پاهاي هممون روماچ ميكنه ومعذرت خواهي ميكنه.

حاجي ما طاقت نداريم شرمندگي پدرمون را ببينيم.

حاجي دعا كنيد پدرم شهيد بشه......

  • نویسنده :
  • بازدید : 335 مشاهده
  • دسته بندی :

یه روز نشسته بودم توتاکسی

یهوراننده تاکسی با یه راننده دیگه دعواش شد

وبهش گفت:بروگمشومردیکه من واسه مسافر اندازه یه گوسفندم ارزش قائل نیستم،

بعد برگشتوبه من گفت سوءتفاهم نشه واس شما قائلم . . . . . . . . . .

هیچی دگ منم ازاین راننده محترم که اندازه یه

گوسفند برام ارزش قائل شد کلی تشکر کردمlaugh

  • نویسنده :
  • بازدید : 369 مشاهده
  • دسته بندی :

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺪﺍﻡ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺑﺸﻪ ﺳﺎﯾﺰﺵ 15 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺸﻪ ؟

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ .

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻗﺮﻧﯿﻪ ﭼﺸﻤﻪ ...

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺗﺎ ..

ﮔﻔﺖ ﯾﮑﯿﺶ ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﻮ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﯼ

ﯾﮑﯿﺸﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﻣﻨﺤﺮﻓﻪ ...

ﺑﺎﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺗﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﯾﻪ ﺻﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﯾﻦ ..

ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ؟؟؟ ﮔﻔﺖ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﻗﻌﺶ ﺯﯾﺎﺩﻩ . 15 ﺑﺮﺍﺑﺮ....

وصیت نامه یه شوهر خسیس

پنجشنبه 30 خرداد 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 529 مشاهده
  • دسته بندی :

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود،

قبل از مرگ به زنش گفت:

من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .

او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.

زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد.
 

ادامه مطلب

داستان خنده دار بگم کیم؟

پنجشنبه 30 خرداد 1392
  • نویسنده :
  • بازدید : 517 مشاهده
  • دسته بندی :

یــه بـار هـم مـاشـیـن و بـرداشـتـیـم و بــا بـچـه هـا رفـتـیـم بـیـرون….


حـالا صـدای ضـبـط تـا آخـر زیـاد هـمـه هـم داشـتـیـم مـی رقـصـیـدیـم تـو

مـاشـیـن,خـلاصـه یـهـو یــه افـسـرِ جـلـومـون رو گـرفـت گـفـت بـزن بـغـل…

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب